الشيخ حسين المظاهري

11

راهكارهاى عملى درمان وسواس (به انضمام احكام واستفتاءات) (فارسى)

اگر كسى به آن مبتلا شود ، بسيار مشكل است روى سعادت ببيند ، مگر اين كه خود را از شرّ آن نجات دهد ، و گرنه بايد بداند كه جهنّم را براى خود مهيّا كرده است . وسواس و وسواسىگرى بلايى مُهلك است كه انسان با آن نمىتواند بهشتى شود ؛ انسان وسواسى بايد دست از وسواس خود بردارد ، و گرنه چنان كه سرطان آدم را مىكشد ، وسواس هم انسان را به نابودى مىكشاند . سرطان به جسم انسان اثر مىگذارد ، امّا وسواس انسان را از نظر روحى نابود مىكند كه بسيار بدتر از سرطان است ؛ زيرا بيمار سرطانى مىتواند به بهشت برود ، امّا انسان وسواسى غالباً بدون ايمان از دنيا مىرود . تعريف وسوسه و وسواسى « وسوسه » ، يكى از اضداد « يقين » است كه در لغت به معناى « همهمه » است ؛ از اين رو ، به صداى آهسته نيز « وسوسه » مىگويند . در اصطلاح ، به خطوراتى گفته مىشود كه به وسيله‌ى نفس و شياطين جن و انس به قلب انسان وارد مىشود . « وسواسى » نيز به كسى گفته مىشود كه اين خطورات به طور مستمرّ براى او پديد مىآيد و او نيز به آن ترتيب اثر مىدهد . توضيح آن كه ، يكى از اقسام جهل ، جهل متردّد يا همان شكّ مصطلح است كه اگر اين شكّ به صورت يك حالت در نيايد ، امرى طبيعى است و براى بسيارى از مردم پيش مىآيد ، و علاوه بر اين ، شكّ را پلى به سوى علم خوانده‌اند . امّا گاهى اين جهل براى انسان به يك حالت تبديل مىشود كه به صاحب آن ، در اصطلاح فقه ، « كثيرالشكّ » يا « شكّاك » و در اصطلاح عرف « وسواسى » گويند .